X
تبلیغات
 
درباره وبلاگ
این وبلاگ طبق نظریات روز ساخته شده است هر 15 یا 30 روز یکبار این وبلاگ بروز خواهد شد. نظرات شما در بهتر شدن وبلاگ کمک می‌کند با تشکر از شما بازید کننده گرامی
"جهت گفتگو ، پیشنهادات و نظرات به این آیدی تلگرام مراجعه نمایید
https://telegram.me/mjh7813 "
مدیریت وبلاگ M-javad
پیوندهای روزانه
نظرسنجی
نظرتون درباره‌ای وبلاگ نوآوری چیست؟









آمار وبلاگ
  • افراد آنلاین : ۱
  • بازدید امروز : ۱
  • بازدید دیروز : ۱
  • بازدید این هفته : ۲
  • بازدید این ماه : ۵
  • بازدید امسال : ۳۶۴۸
  • بازدید کل : ۵۶۶۲۸
  • تعداد پست ها : ۶۷۸
  • تعداد نظرات : ۳۰
وبلاگ نوآوری
اخبار جدید/بیوگرافی/دانستنی ها/علمی/دانلود فیلم و انیمیشن
صفحه نخست             تماس با مدیر             پروفایل مدیر                 RSS            
پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵ :: نويسنده : M-javad
داستان آموزنده,داستان جذاب

مردی یک طوطی را که حرف می‌زد در قفس کرده بود و سر گذری می‌نشست. اسم رهگذران را می‌پرسید و به ازای پولی که به او می‌دادند طوطی را وادار می‌کرد اسم آنان را تکرار کند.


روزی حضرت سلیمان از آنجا می‌گذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را می‌دانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.»


حضرت به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند. مرد که از زبان طوطی پول درمی‌آورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.


حضرت سلیمان به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.»


طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چه تلاش کرد فایده‌ای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد.


بسیار پیش می‌آید که ما انسانها اسیر داشته‌های خود هستیم.



برچسب ها : داستان ،


ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :